Places

Kabul, Afghanistan

Kabul, Afghanistan

« I have come again and am shining like gold on the dusty road after years it is not the smell of soil it is the smell of my birthplace. »  —Mujib Mehrdad, The specks of birthplace

The weather was extremely cold and snowy. The street was covered by ice and snow. Everyone was in a hurry to gohome as soon as possible.

"Buy a handkerchief for yourself please," said a small boy, his hands...

media_text

Repeating of a sentence is repeating of life
Do not be silent!
Because by silence,
Life means repeating to nothing…
A border between existence and none existence,
A shadow among life and...

media_text

...قایق کوچک

...اقیانوس بی انتها

...من باشم و من

...تنهای تنها

media_text

Translated by Rashid Khattak

I opened my eyes. The first voice I heard was my own cries. Then voices congratulating each other made a noise. The abundance of light forced me to close my eyes again. The noise...

media_text

حالا
از برخورد شاخه جوانی به پوست گردنت سرخ می شوی
و از تماس انگشتی بر گونه ات جهان سیاه می شود در نظرت
میوه ها را می چینی
میوه های رسیده را
از درختانی با شاخه های ترکش خورده
...

media_text

بیا من دمی تو گفتگو کن
دلم را با نگاهی زیر و رو کن
اگر بودی، نبودم در کنارت
مرا در خاطراتت جستجو کن

media_text
از هجر تو نالانم از دوریت گریانم باشد شبی بیتو در گوشه ای پایانم
رفتی و مرا تنها بی مونس و بی همراه ای عزیز خوابهایم هر جا که هستی باز آ
گفتی شبم بیتو فردای نخواهد داشت...
media_text

A short story by Mohibullah Zegham (from my first collection of short stories “Hill in the Human”)

Translated by Rashid Khattak

It was a market day. I had loaded 16 sacks full of potatoes in a truck and...

media_text

Things fall apart
At a twinkle,...

media_text
در اوج بی نیازی تنها نیاز من باش
ای آشنا چه بودی دایم قرار من باش
در جاده های پرپیچ در شب بی ستاره
هر سو اگر روم من فانوس راه من باش
در لحظه ای جدای آنگاه که پرگشودم
ای همره ثانیه ها همدم آه من...
media_text
You

You are the one who can’t be described

Neither forgotten, nor left a side

You are endless as blue sky…

Or the secret of autumn seaside...

media_text

با یک بوسه
مزه گردن مرطوبی را امتحان کردم
با بوسه دیگر شانه برهنه ای را برای خودم نشانی کردم
(در جستجوی وطنی هستم)
و با بوسه سوم دست هایش را
که برعلیه من بودند
در پهلوهایش...

media_text

Pages