جادویی شکستنی  

        
چیزی باقی نمانده است،جز عکس یادگار تو
دلتنگی شبهای من،با مشتی خاطرات تو
حرفی برای گفتن نیست تقصیر من باز هم نبود
حرف آخر را میشنوی‌ نمیگیرم سراغ تو
رفتن تو یادم نبود چطور رفتی تو بی خبر؟
دلم را پس بمن بده تا نیایم به خواب تو
بیهوده مدهوشم مکن با ناز و عشوۀ دیگر!
جادویی تو شکستنی ست، نمیشوم بیتاب تو